+ چشم

يه روز يه دختره با يه پسره دوست ميشه. دختره خيلي پسر رو دوست داشته ولي نابينا بوده.
همش هي ميگفته اگه چشم داشتم تا آخره عمرم باهات دوست ميموندمو تورو عاشقونه دوست داشتم
پسره هم بدون توجه به اين موضوع که دختره نا بيناست واقعا دختر رو دوست داشته .بعد از چند وقت يکي پيدا ميشه و چشماشو به دختره اهدا ميکنه و دختره بينا ميشه
وقتي ميره پيشه پسره ميبينه که پسره نا بيناست
دختره ناراحت ميشه و ميگه : خيلي عذر ميخوام ولي من ديگه نميتونم با شما دوست باشم و بايد از هم جدا بشيم
پسره لبخندي ميزنه و ميگه : عيبي نداره . به خدا ميسپارمت اما از چشمام خوب مراقبت کن

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پروانه ی عاشق

ميدونين چرا پروانه شده اسطوره ي عاشقي؟
نه خدا وکيلي تا حالا دقت کردين؟


ميشه عشقو تو نگاهه يه پروانه ديد. ميشه از پر زدنش حس کرد که اون عاشقه
شمع رو دوست داره و حاضره به خاطرش بسوزه و بميره
خوب ازين بيشتر؟ عزيز ترين چيز واسه يه آدم چيه؟ جونشه
يه عاشق حاضره جونشو بده. منظورم يه عاشقه واقعيه ها

يه جايي خوندم
آنگاه عاشق مي‌شوي كه جز معشوق هيچ نبيني، عطرش را از دور حس كني، ذهنت را لبريز از خاطرات خوش كني و پر از ديدار او، سوار بر ابرها آسمانها را سپري كني و جهان را در برابر معشوق كوچك ببيني

آنگاه عاشق ميشوي که جز معشوق نبيني و عطرش را از دور حس کني
پروانه رو ببينين . هر جا که شما يه شمع روشن کنين يه پروانه مياد
مياد که بگه عاشقه
مياد که بگه هنوز سره حرفشو قولش هست
هنوزم حاضره به خاطره شمع بسوزه و بميره
هنوزم حاضره

حالا من چه گيري دادم به پروانه
شايد بهش حسوديم ميشه. شايد حسوديم ميشه که همه ميدونن اون عاشقه ولي هيچ کي نميدونه که منم عاشقم
اصلا انگار من دل ندارم
انگار آدم نيستم
از بقيه گله اي ندارم
ولي ........ چرا خودش باور نميکنه
چرا خودش نميخواد بفهمه
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه يه عاشق بايد چيکار کنه که بفهمن که عاشقه؟
مگه يه عاشق بايد چي بگه . بايد چي فرياد بزنه تا بفهمه که اون عاشقشه؟
مگه پروانه چي فرياد زد که شمع فهميد اون عاشقشه؟
مگه پروانه چيکار کرده که شده اسطوره ي عاشقي؟
فقط پرواز کردو دوره شمع بال زدو بال زدو بال زد.....آره فقط بال زد

کاش پروانه ميتونست حرف بزنه تا ازش بپرسم


و عشق که به پرواز زنده است ,پرواز را نميتوان در قفس زنداني کرد

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دوستش دارم

آسمان را دوست دارم به خاطر بي پايانيش. خورشيد را دوست دارم به خاطر زيباييش. ستاره را

دوست دارم به خاطر درخشندگي اش . تو را دوست دارم نميدانم چرا ؟

از روزي که تو را ديدم با خودم گفتم آيا اين زيبا ميتواند نيمه گمشده ام در آسمان

بي  پهناي عشق باشد . اگر اين طور باشد تو را به آسمانها خواهم برد

و قصري خواهم ساخت که پنجره هايش آبي باشد. من باشم و تو باشي و يک شب مهتابي

تو از کدامبن دياري که بويت آن چنان مستم کرد که دامنم از دست برفت و گلهايي که با عشق

برايت چيده بودم بر باد رفت و تو اي باد مرا به خودم وا گذار تا با او در اين گلشن زندگي نواي

عاشقانه سر دهم .

و تو اي آب ما را بر امواج خود سوار کن و به سوي بي پايان ببر

دستهاي گرمت را از دور ميفشارم

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بنام حضرت دوست

 *  اولين عاشقانه  *

 

 

 

آبي ست    

شايد هم نارنجي

سكوت

سكوت ميان لحظه هاي عشق...*

 

فضا التهاب آلودست

و قلب ها در حسرت يك جرعه گستاخي

اما... شرم، سلطان ثانيه هاست

 

ثانيه هايي آبي

دقايقي نارنجي...

 

دريا موج مي زند

و رديف اشك چشم ها

بهانه ايست براي ... سكوت

 

صحرا در تلاطم است

و خورشيد نارنجي ، پشت گونه هاي غروب گل انداخته

نفس ها تنگ است

تنگ است ميان لحظه هاي عشق*

 

آسمان آبي ست

پرنده ها مي خوانند

و جايي بالاتر از ابرهاي در هم تنيده

خداوندي ست كه لبخند مي زند

صداي تپش هاي قلب هاي لحظه هاي عشق*

تا بارگاه او هم رسيده

خداوندي ...

كه پادشاه عشق است **

 

 

مقدس است

مقدس است سكوت

سكوت، ميان لحظه هاي عشق*

 

زمان كوتاه گامي ، درنگ ميكند

روزگار با مكث بر ميگردد

آسمان كمي پايين تر مي آيد

و آفتاب نارنجي

شانه به شانه ي درياي آبي مي دهد

 

همه مشتاقند

همه منتظرند

 تا بشنوند طنيني

طنيني  هر چند كوچك

 از ميان لحظه هاي عشق*

 

اما ... آنجا فقط رنگ طلايي احساس خودنمايي مي كند

و مابقي هر چه هست

يكرنگي سكوت است

سكوت ، ميان لحظه هاي عشق*

 

آه كه چه پر آهنگ است

آه كه چه پر غوغاست

آه كه چه پر شور است، اين سكوت!

 

سكوت

سكوت ميان لحظه هاي عشق ... *

 

 

                 GHALBE ABRI

 

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک