+ زندگي زيباست...

زندگي زيباست- براي آنها که قصد انتحار دارند

زندگي , چيزيست تلخ و نا مطبوع اما زيباسازي آن کاري ست نه چندان دشوار.

براي ايجاد اين دگرگوني کافي نيست که مثلا دويست هزار دلار در قمار ببري يا به اخذ
 
نشان ((عقاب سفيد)) نايل آيي يا به عنوان انساني خوش قلب شهره ي دهر شوي...

نعمتهايي را که بر شمرديم فنا پذيرند و به عادت روزانه مبدل مي شوند.

براي آنکه مدام-حتي هنگام ماتم و اندوه - احساس خوشبختي کني بايد:

اولا از آنچه که داري راضي و خشنود باشي , ثانيا از اين انديشه که ممکن بود بدتر از اين شود,
احساس خرسندي کني و اين کار دشواري نيست..

وقتي قوطي کبريت در جيبت آتش ميگيرد از اين که جيب تو انبار باروت نبود خوشحال باش و خدا را شکر کن.

وقتي عده اي از اقوام فقير و بيچاره ات سرزده به ويلاي ييلاقي ات مي ايند,رنگ رخياره ات را نباز,
بلکه شادماني کن و بانگ بر آر که: (( جاي شکرش باقيست که اقوامم آمده اند ,نه پليس.))

اگر خاري در دستت خليد,برو شکر کن که :((چه خوب شد در چشمم نخليد))

رو خدا را شکر کن که نه اسب بار کش هستي,نه ميکرب,نه کرم,نه خوک ,نه الاغ,نه ساس,نه خرس کولي هاي دوره گرد..
پايکوبي کن که نه شل هستي ,نه کور, نه کر, نه لال و نه مبتلا به وبا...

هلهله کن که در اين لحظه روي نيمکت متهمان ننشسته اي و روياروي طلبکار نايستاده اي

اگر در محلي نه چندان پرت و دور افتاده سکونت داري از اين انديشه که ممکن بود پرت تر و دور افتاده تر از اين باشد شادماني کن..

اگر فقط يک دندانت درد ميکند,دل به اين خوش دار که تمام دندانهايت درد نميکند..


وقس عليهذا... اي آدم ,پند و اندرزهايم را به کار گير تا زندگي ات سراسر هلهله و شادماني شود .


آنتون چخوف

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عشق...

کاش ميشد عشق را تفسير کرد

خوابه چشمان تو را تعبير کرد

کاش ميشد همچون گلها ساده بود

سادگي را با تو عالمگير کرد

کاش ميشد در خراب آباد دل

خانه احساس را تعمير کرد

کاش ميشد در حريم سينه ها

 عشق را با وسعتش تکثير کرد

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دلم گرفتس...

دلم میخواد از عشقم بگمو بنویسم...

ولی چی؟...

داشتم تو وب میگشتم که چشمم افتاد به عکس بالایی...

یه جا نماز...
مهر...
تسبیح...
گلاب...
و یک فضای زیبای روحانی و عاشقانه...
نمیدونم چرا همین که این عکسو دیدم یاد عشقم افتادم...

یاد کسی که یه دنیا دوسش دارم..
یاد کسی که عاشقشم...

یه فرشته ی پاک و دوست داشتنی...
یه فرشته ی قشنگ مهربون که تو قصه ها میشه یکی دیگه مثله اونو پیدا کرد..

نمیدونم چرا این عکس منو یاد اون انداخت..

شاید چون حیلی پاک..
خیلی پاک...

شاید چون خدا رو دوست داره...
و شاید چون همه ی فرشته ها دوسش دارن...


منم دوسش دارم...
خیلی زیاد..

نویسنده : jm-tw ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آغوشت ...

                    shoooor

بوسه هایت

کودکی ست ...

در باغچه ی دلم ...  احساس میکارد  ... 

نویسنده : jm-tw ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک