god

عجب صبري خدا دارد...

اگر من جاي او بودم که ميديدم يکي لرزان و گريان

ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

جهان را واژگون بي صبرانه ميکردم...

عجب صبري خدا دارد....

اگر من جاي او بودم

به خاطر تنها دل يک مجنون صحرا گرده بي سامان

هزاران ليليي ناز آفرين را کوه به کوه آواره و ديوانه ميکردم...

عجب صبري خدا دارد...

چرا من جاي او باشم؟...

همان بهتر که او خود جاي خود باشد

که تاب تماشاي زشت کاري هاي اين مخلوق را دارد

وگر نه من چگونه جاي او بودم؟...

و چگونه سازشي با جاهل و فرزانه ميکردم؟..

عجب صبري خدا دارد...

استاد دکتر علی شریعتی